مرجع تخصصی آموزش ابتدایی|اول|دوم|سوم|چهارم|پنجم|ششم|دبستان

درس هفدهم فارسی ششم ابتدایی درس ستاره روشن

1 ۴,۲۳۲

اهداف درس هفدهم فارسی ششم ابتدایی درس ستاره روشن

آشنایی با نمونهٔ فاخری از نثر کهن؛
تقویت روحیهٔ ارج نهادن به بزرگان؛
تقویت روحیهٔ راست گویی و صداقت و دوری از عیب جویی؛
گسترش و افزایش گنجینهٔ واژه ها و مهارت کاربرد واژه های مخالف؛
تقویت توانایی دریافت پیام درس؛
تقویت روحیهٔ احترام گذاشتن به والدین.

نکات مهم درس درس هفدهم فارسی ششم ابتدایی درس ستاره روشن

اصطلاحات و عبارات:
راست گفتن پیشه گیرید، که روی را روشن دارد:
راست گویی و صداقت در پیش گیرید که موجب روشنی و نورانی شدن چهرهٔ شما می گردد.
هر که شما را به زاد بزرگ تر باشد وی را بزرگ تر دارید:
حرمت کسانی را که از شما بزرگ ترند نگاه دارید و به آنان احترام بگذارید.

دانش زبانی درس هفدهم فارسی ششم ابتدایی درس ستاره روشن

نظر به اینکه در این درس، موضوع آموزش، یادآوری یکی از روابط معنایی بین کلمات است،

ضرورت دارد به کلماتی که با هم رابطهٔ تضادّ معنایی و ناسازی دارند، اشاره شود.

به این دسته از واژه ها کلمات مخالف یا متضاد هم می گویند.

مقصود از « متضاد یا مخالف »، تضاد و اختلاف و ناسازی در معنای واژه هاست.

بخوان و بیندیش: آوای گنجشکان درس هفدهم فارسی ششم ابتدایی درس ستاره روشن

بخوان و بیندیش آوای گنجشکان 
بخوان و بیندیش آوای گنجشکان

چکیدۀ داستان آوای گنجشکان

روزی از مکتب خانه، بانگ سگ به گوش می رسد.

شیخ مکتب دار که برای دمی آرامش به منزل رفته بود،

با شنیدن این آوا، آسیمه سر، خود را به مکتب می رساند

(این پرده از نمایش داستان، نقطهٔ آغاز و شاید اوج رویداد است زیرا همه چیز از این نقطه، شروع می شود)

و می بیند یکی از کودکان (عماد) چونان سگی برای همکلاسی اش(الماس) بانگ می کند

تا پاره ای از نان و حلوای زعفرانی او را به دست آورد.شیخ با دیدن این صحنه، دل گران می کند

و سر بر دیوار می کوبد و برخود و کرده ها و نتیجهٔ تربیت کودکان، های های می گرید.

پس از آن شیخ به تندی بر الماس می تازد و عماد را هم سرزنش می کند.

الماس مکتب را رهامی کند و در زیر زمین کارگاه پدر بازرگانش به کار می پردازد

و پس از مدتی کار در این فضا و دیدن بسیار چیزها و چشیدن مزهٔ تلخی ها و سختی ها، چراغ معرفتی در دلش پدیدار می شود و سرانجام به مکتب باز می گردد.

چنین فراز و فرود شخصیتی در رفتار بقیهٔ اشخاص داستان نیز، به گونه ای دیگر تکرار می شود.

حتی شیخ مکتب خانه هم، دست به تأدیب نفس می زند.

پدر الماس، پدر عماد و نیز در پایان، حاکم شهر هم در فرایند دگرشدن و فرارفتن از خویش قرار می گیرند.

این داستان به صورت رُمانی کوتاه،در سی پاره یا شماره ساماندهی شده است.

 

1 دیدگاه
  1. ............ می گوید

    چرا متضاد و مترادف کلمات را نگذاشتین ؟؟؟؟؟؟؟؟

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.