درس دهم سورهٔ حدید قرآن ششم ابتدایی

0 80

درس دهم سورهٔ حدید قرآن ششم ابتدایی

۱ آمِنوا باللِّٰه وَ رَسوِلهی
ایمان بیاورید به خدا و پیامبر او
٢ وَ اَنِۡفقوا مِمّا جَعَلَکُمۡ مُسۡتَخۡلَفینَ فیِه
و انفاق کنید از آ نچه به شما رسیده است.
٣ فَالَّذینَ آمَنوا مِنۡکُمۡ وَ اَنۡفَقوا
پس کسانی از شما که ایمان آوردند و انفاق کردند،
٤ لَهُمۡ اَجۡرٌ کَبیرٌ
برای آن ها پاداش بزرگی است.
٥ وَ ما لَکُمۡ لا تُؤۡمِنونَ باللِّٰه
و چرا شما به خدا ایمان نمی آورید؟!
٦ وَ الرَّسولُ یَدۡعوکُمۡ لتُؤۡمِنوا برَِبّکُمۡ
درحالی که پیامبر، شما را دعوت م یکند تا به پروردگارتان ایمان بیاورید.
٧ وَ قَدۡ اَخَذَ میثاقَکُمۡ
و قطعاً (خداوند) از شما پیمان گرفته است؛
٨ انۡ کُنۡتُمۡ مُؤۡمِنینَ
اگر مؤمن هستید.

تمرین سوم: این عبارات قرآنی را بخوانید و ترجمه ی آنها را کامل کنید.

۱ وَ اَنِۡفقوا فی سَبیلِ اللِّٰه سوره ی بقره، ١٩٥
و انفاق کنید در … …
۲ وَ اَنۡفَقوا مِمّا رَزَقۡناهُمۡ سِرًّا وَ عَلاِنیَةً سور هی رعد، ٢٢
و … از آنچه به آنها روزی دادیم آشکارا و نهان.
۳ فَآمِنوا باللِّٰه وَ رَسوِلهٰ وَ النّورِ الَّذی اَنۡزَلۡنا سوره ی تَغابُن، ٨
پس ایمان بیاورید … … و … او و … ی که نازل کردیم.
۴ وَ بَشِِّر الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّاِلحاتِ اَنَّ لَهُمۡ جَنّاتٍ سوره ی بقره، ٢٥
و بشارت ده به کسانی که … و … … که برای آنها … یی است.

پیام قرآنی درس دهم سورهٔ حدید قرآن ششم ابتدایی

درس دهم سورهٔ حدید قرآن ششم ابتدایی
درس دهم سورهٔ حدید قرآن ششم ابتدایی

وَ هُوَ مَعَكُمۡ اَیۡنَ ما كُنۡتُمۡ
و خدا با شماست هر جا كه باشید.

اَ لَمۡ یَأۡنِ لِلَّذینَ آمَنوا اَنۡ تَخۡشَعَ قُلوبُهُمۡ لِذِكۡرِ اللّهِ
آیا زمان آن نرسیده است كه دل های مؤمنان به یاد خدا، خاشع گردد؟

تولدّی دیگر

سوسوی چراغی از داخل یکی از اتاق ها توجّهش را جلب کرد.
صاحب خانه هنوز بیدار بود و در دل شب قرآن می خواند .
فُضَیل برای گذراندن وقت به گوشه ای خزید و پنهان شد تا کسی که قرآن می خواند، بخوابد تا او بتواند قصد خود را عملی كند.
در آن سکوت شب، فقط صوت زیبای قرآن شنیده می شد و بر قلب او نفوذ می كرد.
گرچه کارهای زشتش، او را به تدریج با اسلام بیگانه کرده بود، ولی در دلش به خدا و اسلام ایمان داشت.
او با شنیدن آیات قرآن، به فکر عمیقی فرو رفت، گویا روزنه ای به سوی حقیقت برای او باز شده بود،
بغض او ترکید و در تنهایی به حال خود گریست، اشک چون باران در گونه های او جاری شد.
جذّابیت و معنویت قرآن هر لحظه او را بیشتر تحت تأثیر قرار می داد، در این میان، آیه ی ۱۶ سوره ی حدید را شنید:

اَ لَمۡ یَأۡنِ لِلَّذینَ آمَنوا اَنۡ تَخۡشَعَ قُلوبُهُمۡ لِذِكۡرِ اللّٰهِ

آیا زمان آن نرسیده است كه دل های مؤمنان به یاد خدا، خاشع گردد؟
آری پروردگارا، اکنون زمان آن فرا رسیده، و هنگام خشوع دل من همین الان است.
این آیه آن چنان در قلب او اثر گذاشت که تمام زندگی اش را دگرگون ساخت.
آن شب را به کاروان سرایی رفت تا استراحت کند. کاروانیان عازم سفر حج بودند، آنها درباره ی ادامه ی سفر گفت وگو می کردند.
شخصی گفت: نباید در شب حرکت کنیم، چون راه ناامن است، در این منطقه راهزنی بی رحم و سنگدل وجود
دارد که با کمک همدستان خود راه را بر کاروانیان می بندد و دست به دزدی می زند.
دوستان آن شخص حرف او را پذیرفتند و هر یک داستانی از راهزنی های آن مرد بی رحم تعریف کردند.
فُضَیل همه این حرف ها را شنید و با خود گفت: خدایا، من چقدر بدبخت و بیچاره هستم که پیوسته خاطر آسوده ی مردم را به ترس می اندازم و آنها را نگران می كنم.
او با شجاعت از جا برخاست و خود را به کاروانیان معرّفی کرد و گفت: ای مردم، آسوده باشید که دیگر کاروانی از دست فضیل ناراحت نخواهد شد.
آن فضیل مرده است و فضیل دیگری متولّد شده است.
بعدها کاروانیان فضیل بن عیاض را دیدند که با حالی دگرگون، برگرد خانه ی خدا به طواف مشغول است.
از آن به بعد دیگر مردم او را به جای فضیل سارق، فضیل عارف می شناختند.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.